چرا تصمیم‌های اشتباه می‌گیریم؟

۷ دلیل که تصمیم‌گیری را سخت می‌کند

این پست را به اشتراک بگذارید :

85 / 100 امتیاز سئو

هر روز تصمیم می‌گیریم؛ از یک پاسخ ساده در محل کار گرفته تا انتخاب شغل، مدیریت یک رابطه، تصمیم مالی یا انتخاب مسیر آینده.

اما مسئله اینجاست: چرا گاهی تصمیمی می‌گیریم که خودمان هم می‌دانیم انتخاب خوبی نبوده است؟

تصمیم

تصمیم‌گیری درست فقط به هوش یا اطلاعات زیاد وابسته نیست. احساسات، تجربه‌های قبلی، ارزش‌ها، فشار محیط و حتی میزان آرامش ذهنی ما می‌توانند کیفیت آن را تغییر دهند.

در این مقاله بررسی می‌کنیم چرا انتخاب برای ما دشوار می‌شود، چه عواملی باعث  اشتباهات ما می‌شوند و چگونه می‌توانیم قبل از واکنش، فرصت بیشتری برای انتخاب آگاهانه ایجاد کنیم.

تصمیم‌گیری درست یعنی چه؟

قبل از اینکه درباره این موضوع صحبت کنیم، باید یک نکته را روشن کنیم:انتخاب درست الزاماً چیزی نیست که بهترین نتیجه ممکن را ایجاد کند.ما معمولاً تصمیم‌های خود را با نتیجه‌ای که بعدها اتفاق افتاده قضاوت می‌کنیم. اگر نتیجه خوب باشد، می‌گوییم انتخاب درست بوده و اگر نتیجه بد باشد، تصور می‌کنیم انتخابمان اشتباه بوده است.اما یک موضوع می‌تواند با وجود نتیجه نامطلوب، در زمان خودش تصمیمی منطقی باشد؛ چون بر اساس اطلاعات، شرایط و امکانات موجود پیش آمده .بنابراین تصمیم‌گیری درست یعنی:

«درک مسئله، شناخت شرایط، بررسی گزینه‌ها و انتخاب آگاهانه بر اساس اطلاعات و اولویت‌های موجود.»

این نگاه کمک می‌کند به جای اینکه دنبال «تصمیم بدون خطا» باشیم، مهارت خود را تقویت کنیم

چرا انتخاب صحیح برای ما سخت می‌شود؟

ذهن انسان همیشه در حال تلاش برای ساده‌کردن مسائل پیچیده است. به همین دلیل در بسیاری از موقعیت‌ها، به جای تحلیل کامل، از تجربه‌های قبلی، احساسات، عادت‌ها و قضاوت‌های سریع استفاده می‌کنیم.این سازوکار در بسیاری از موقعیت‌های روزمره مفید است؛ اما وقتی با موقعیت های مهم زندگی یا محیط کار مواجه می‌شویم، ممکن است باعث خطا شود.برای مثال، ممکن است یک مدیر در شرایط بحرانی به دلیل فشار زیاد، سریع انتخاب کند؛ یا فردی در یک رابطه، به دلیل ترس از دست دادن طرف مقابل، انتخابی انجام دهد که با ارزش‌های واقعی‌اش سازگار نیست.در بسیاری از این موارد، مشکل «ندانستن» نیست؛ مشکل نحوه مواجهه ما با مسئله است.

۷ دلیل که باعث می‌شوند تصمیم‌های اشتباه بگیریم

۱. وقتی احساسات جای تحلیل را می‌گیرند

خشم، ترس، اضطراب، هیجان و حتی خوشحالی شدید می‌توانند روی قضاوت ما اثر بگذارند.فرض کنید در یک جلسه کاری، همکارتان انتقادی جدی از عملکرد شما مطرح می‌کند. اگر در همان لحظه و از روی خشم پاسخ دهید، ممکن است گفت‌وگویی حرفه‌ای تبدیل به یک تعارض جدی شود.مشکل این نیست که نباید احساسات داشته باشیم.مشکل این است که نباید اجازه دهیم احساسات شدید، به جای ما فکرکنند.شناخت احساس قبل از انتخاب، یکی از نخستین قدم‌های تصمیم‌گیری آگاهانه است.

۲. ترس از اشتباه، نتیجه گیری را متوقف می‌کند

بعضی افراد نه به دلیل نداشتن گزینه، بلکه به دلیل ترس از انتخاب اشتباه نمی‌توانند تصمیم بگیرند.

آن‌ها دائماً دنبال اطلاعات بیشتر هستند، نظر افراد مختلف را می‌پرسند و این اتفاق به‌خصوص در انتخاب‌های مهم مانند:

– انتخاب رشته و مسیر شغلی

– تغییر شغل

– شروع یک کسب‌وکار

-انتخاب های مالی

-پایان دادن یا شروع یک رابطه دیده می‌شود.

اما واقعیت این است که در بسیاری ازآنها، اطلاعات صددرصد کامل وجود ندارد.مهارت تصمیم‌گیری یعنی بتوانیم با وجود عدم قطعیت، آگاهانه انتخاب کنیم.

۳. عجله، دشمن نتیجه خوب است

گاهی ما فقط به این دلیل سریع انتخاب می کنیم که می‌خواهیم فشار ناشی از درماندگی را از خودمان دور کنیم.مثلاً یک پیام ناراحت‌کننده دریافت می‌کنیم و بلافاصله پاسخ می‌دهیم.در یک جلسه تحت فشار قرار می‌گیریم و همان لحظه قولی می‌دهیم.یا در یک اختلاف خانوادگی، بدون فکر کردن واکنش نشان می‌دهیم.در چنین موقعیت‌هایی یک مکث کوتاه می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

۴. وقتی نظر دیگران جای انتخاب ما را می‌گیرد

نظر دیگران می‌تواند ارزشمند باشد، اما قرار نیست دیگران به جای ما زندگی کنند.گاهی انتخاب رشته، شغل، ازدواج، سبک زندگی یا حتی نوع رفتارمان را بر اساس چیزی انتخاب می‌کنیم که فکر می‌کنیم دیگران از ما انتظار دارند.در این شرایط بهتر است از خودمان بپرسیم:«اگر نظر دیگران را کنار بگذارم، خودم چه انتخابی می‌کنم؟»

این سؤال به معنای نادیده گرفتن دیگران نیست؛ بلکه به معنای شناخت سهم واقعی خودمان در زندگی مان است.

۵. وقتی نمی‌دانیم چه چیزی برایمان مهم‌تر است

اگر ندانیم در یک مقطع از زندگی چه چیزی برایمان اهمیت بیشتری دارد، هر گزینه می‌تواند همزمان خوب و بد به نظر برسد.برای مثال، در یک انتخاب شغلی ممکن است هم درآمد بالا بخواهیم، هم زمان آزاد، هم امنیت شغلی و هم فرصت رشد.اما شاید در شرایط فعلی امکان داشتن همه این موارد با هم وجود نداشته باشد.پس باید بپرسیم:«در این مرحله از زندگی، مهم‌ترین اولویت من چیست؟»

شناخت ارزش‌ها و اولویت‌ها، شرایط را برای شفاف‌تر می‌کند.

۶. اطلاعات زیاد همیشه خوب نیست

در دنیای امروز، برای هر کاری می‌توانیم ساعت‌ها تحقیق کنیم.اما از یک نقطه به بعد، اطلاعات بیشتر به جای کمک کردن کارا دشوار می‌کند.مقایسه ده‌ها گزینه، خواندن صدها نظر و بررسی بی‌پایان مزایا و معایب می‌تواند ما را وارد چرخه‌ای کند که در آن دائماً در حال تحلیل هستیم اما انتخاب نمی‌کنیم.

گاهی لازم است به جای پرسیدن:«چه اطلاعات دیگری نیاز دارم؟»بپرسیم:«آیا اطلاعات کافی برای یک انتخاب منطقی دارم؟»

۷. وقتی به مسئله بیش از حد نزدیکیم

وقتی خودمان درگیر یک مسئله هستیم، دیدن آن از بیرون سخت است.یک اختلاف کاری، مشکل خانوادگی یا تصمیم مهم شغلی می‌تواند آن‌قدر ذهن ما را درگیر کند که نتوانیم تصویر بزرگ‌تر را ببینیم.گاهی برای حل یک مسئله به اطلاعات بیشتر نیاز نداریم؛ به فاصله بیشتری نیاز داریم.و اینجا یک مهارت ساده اما مهم وارد می‌شود: مکث و سکوت.

سکوت چه ارتباطی با نتیجه درست دارد؟

وقتی درباره «سکوت» صحبت می‌کنیم، منظورمان فقط حرف نزدن نیست.سکوت می‌تواند به معنای ایجاد یک فاصله کوتاه بین اتفاق و واکنش باشد، اتفاق می‌افتد.احساسی در ما ایجاد می‌شود.اما قبل از اینکه واکنش نشان دهیم، چند لحظه مکث می‌کنیم.در همین فاصله کوتاه می‌توانیم از خودمان بپرسیم:

– الان دقیقاً چه احساسی دارم؟

– آیا این احساس روی انتخاب من اثر گذاشته؟

– مسئله اصلی چیست؟

– آیا دارم واکنش نشان می‌دهم یا انتخاب می‌کنم؟

– اگر چند ساعت بعد آرام‌تر باشم، باز هم همین انتخاب را می کنم؟

این مکث قرار نیست جای انتخاب های مارا بگیرد.فقط کمک می‌کند انتخاب ما از حالت واکنشی خارج کنیم.یک مثال ساده از تفاوت واکنش و نتیجه

فرض کنید مدیر یک مجموعه هستید و یکی از اعضای تیم در یک جلسه با لحن نامناسب از انتخاب شما انتقاد می‌کند.

دو واکنش ممکن است:

واکنش اول:

به دلیل احساس بی‌احترامی، بلافاصله پاسخ تندی بدهید و جلسه را به تعارض بکشانید.

تصمیم

واکنش دوم:

چند لحظه مکث کنید، احساس خود را بشناسید و سپس درباره اصل مسئله سؤال کنید.

تصمیم

در واکنش دوم، شما الزاماً نرم‌تر یا ضعیف‌تر رفتار نکرده‌اید.فقط اجازه نداده‌اید اولین احساس، آخرین انتخاب شما باشد.این مهارت در روابط خانوادگی، مدیریت، همکاری تیمی و حتی ارتباط با مشتری اهمیت زیادی دارد.

چطور نتایج بهتری بگیریم؟

می‌توانیم از یک چارچوب ساده استفاده کنیم.مسئله را تعریف کنیدقبل از پیدا کردن راه‌حل، احساس خود را بشناسیدببینید در حال حاضر چه احساسی دارید و آیا این احساس ممکن است روی قضاوت شما اثر بگذارد.مکث کنیداگر موضوع اضطراری نیست، به خودتان زمان بدهید.گزینه‌ها را محدود کنید سه یا چهار گزینه واقعی را بررسی کنید، نه تمام احتمالات ممکن را.پیامدها را ببینیدبرای هر انتخاب، پیامدهای احتمالی کوتاه‌مدت و بلندمدت را بررسی کنید.ارزش‌ها و اولویت‌ها را در نظر بگیریدچیزی واقعاً برای شما مهم است هماهنگ هست یا نه.مسئولیت انتخاب را بپذیریدهیچ  نتیجه ای صددرصد تضمین نیست. تصمیم‌گیری حرفه‌ای یعنی انتخاب آگاهانه و یادگیری از نتیجه.

یک تمرین ۵ دقیقه‌ای برای تصمیم‌های مهم

دفعه بعد که با یک موضوع جدی روبه‌رو شدید، قبل از هر واکنش این پنج سؤال را بنویسید:

۱. دقیقاً چه مسئله‌ای دارم؟
۲. الان چه احساسی دارم؟
۳. اگر این احساس شدید نبود، چه گزینه‌هایی می‌دیدم؟
۴. مهم‌ترین اولویت من در این موضع چیست؟
۵. اگر دوست من در چنین شرایطی بود، چه توصیه‌ای به او می‌کردم؟

سعی کنید پاسخ‌ها را روی کاغذ بنویسید، نه فقط در ذهن مرور کنید.نوشتن، ذهن را از حالت چرخش مداوم خارج می‌کند و به ما اجازه می‌دهد مسئله را واضح‌تر ببینیم.تصمیم‌گیری بهتر، از خودشناسی شروع می‌شود،هرچه شناخت ما از خودمان کمتر باشد، احتمال اینکه انتخاب هایمان بیشتر تحت تأثیر فشار محیط، ترس، هیجان یا نظر دیگران قرار بگیرد، بیشتر می‌شود.

برای تصمیم‌گیری آگاهانه باید بدانیم:

– چه چیزهایی برای ما ارزشمند هستند؟
– چه چیزهایی ما را می‌ترسانند؟
– در شرایط فشار چگونه واکنش نشان می‌دهیم؟
– چه زمانی تحت تأثیر دیگران قرار می‌گیریم؟
– چه چیزهایی باعث می‌شوند کنترل خودمان را از دست بدهیم؟

به همین دلیل تصمیم‌گیری فقط یک مهارت ذهنی نیست؛ بخشی از مسیر رشد فردی و خودشناسی است.

ده فرمان؛ از سکوت تا شناخت بهتر خود

گاهی مشکل ما این نیست که نمی‌دانیم چه تصمیمی درست است؛ مشکل این است که آن‌قدر درگیر هیجان، فشار و صدای اطرافمان هستیم که فرصت دیدن مسئله را پیدا نمی‌کنیم.سکوت می‌تواند شروع این فاصله باشد.در مسیر آموزشی «ده فرمان»، سکوت به‌عنوان نقطه‌ای برای مکث، مشاهده و فاصله گرفتن از واکنش‌های فوری مطرح می‌شود؛ مسیری که هدف آن کمک به شناخت بهتر خود و توسعه مهارت‌های فردی است.اگر دغدغه شما توسعه فردی، شناخت بهتر خود، مدیریت واکنش‌ها و ساختن رابطه‌ای آگاهانه‌تر با خود و دیگران است، می‌توانید با ساختار و محتوای کارگاه ده فرمان بیشتر آشنا شوید.

برای مشاهده جزئیات و سرفصل‌های کارگاه ده فرمان روی عکس زیر کلیک کنید

آژانس برندینگ یک کسب - برندسازی سازمانی | برندسازی شخصی

ما همیشه نمی‌توانیم نتیجه ها را کنترل کنیم، اما می‌توانیم کیفیت فرآیند خودمان را بهتر کنیم. شناخت احساسات، مشخص کردن اولویت‌ها، بررسی پیامدها، کاهش فشار محیط و مهم‌تر از همه، ایجاد مکث قبل از واکنش، می‌تواند کمک کند تصمیم‌های آگاهانه‌تری بگیریم.گاهی بین یک واکنش اشتباه و یک انتخاب درست، فقط چند ثانیه فاصله وجود دارد.شاید انتخاب بهتر، از همان چند ثانیه سکوت شروع شود.

 

 

آژانس برندینگ یک کسب - برندسازی سازمانی | برندسازی شخصی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شعار برند
درخواست جلسه مشاوره رایگان

لطفا فرم زیر رو پر کنید ، همکاران ما با شما تماس خواهند گرفت :)